تبليغاتX
پرسش ها

پرسش ها

جایی برای واکاوی پرسش های اقتصادی،سیاسی و فرهنگی

در رثای شکیبایی : طناز غمگین

خوش نداشتم در نخستین روزهای وبلاگ نویسی ام مرغوای مرگ خسرو شکیبایی را سر دهم.اما قضای روزگار اینگونه خواست.از 20 سال پیش که "هامون" را در روزهای پر هیاهوی دانشجویی ام دیدم  شیفته سادگی خسرو شکیبایی شدم و بزرگتر که شدم برایش احترام قائل بودم و هستم . او اکنون مرده است و راحت تر می توان ستودش : از روزی که در فیلمی نه چندان درخشان در نقش مردی انقلابی،مجسمه شاه را منفجر کرد تا روزی که در فیلم درخشان هامون سرگشتگی روشنفکری ایران را به نمایش گذاشت و روزهایی که سرخوشی های کودکانه "پدران و پسران"را در خانه سبز به تصویر کشید و پس از آن...همیشه یک چیز بود: غمگین وشاد.از چهره و چشمانش هرگز نمی شد فهمید به راستی شاد است یا غمگین.پیش ازخسرو شکیبایی تنها یک نفر را در عالم سینما می توان یافت که این ویژگی را داشت.او اسطوره سینمای جهان چارلی چاپلین بود.نمی خواهم با این قیاس شکیبایی و چاپلین را در دو کفه برابر بگذارم.تنها مرادم این است که شکیبایی جمع اضداد کمدی و تراژدی بود.وهنر نیز در ذات خود چیزی افزون بر این دو مفهوم ندارد.از این رو حالا که خسرو در گور آرمیده است و کس گمان مجیز گویی درباره اش نمی دهد می توان گفت بزرگ بود و روایتگر توانای غم ها و شادی ها.خدایش بیامرزاد.

+ نوشته شده در  جمعه 28 تیر1387ساعت 4:47 بعد از ظهر  توسط محمود صدری  | 

پرسش اول : چرا راستگرایان و چپگرایان ایرانی اینگونه اند؟

ادبیات سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی ایران پر ابهام است. این را به قصد استخفاف نویسندگان، مدیران ، کارشناسان و کوشندگان این عرصه ها نمی گویم .بلکه می خواهم از درون این بحث، پرسش یا پرسش هایی پیدا کنم و آنگاه با کمک دیگر وبگردها  پاسخ هایی بدهم. برای ادعایم  دو مثال و یک تکمله می آورم و پس از آن پرسش هایی  طرح می کنم :
 1-  راستگرایان ایران  در دهه 60 از منتقدان جدی اقتصاد دولتی و دولت میرحسین موسوی بودند اما با آغاز دهه 70 و در حالی که جنبش اقتصاد خصوصی به مرزهای ایران هم وارد شده بود طرفدار اقتصاد دولتی شدند و در نقد برنامه های خصوصی سازی هاشمی رفسنجانی از هیچ کوششی مضایقه نکردند. با ورود به مجلس هفتم در سال 1382 جلودار طرح تثبیت قیمت ها (بزرگترین رفتار ضد اقتصاد آزاد)  و دو سال بعد در انتخابات ریاست جمهوری سال 1384 دوباره طرفدار اقتصاد خصوصی شدند .در این دوره  ابراز وفاداری نامزدهای راستگرا به اقتصاد آزاد چنان شدت و حدتی گرفت که بازشناختن آنها از طرفداران قدیمی این فکر ناممکن شده بود. این گروه یا دست کم بیشتر آنها از سال گذشته تاکنون همزمان از طرح شبه سوسیالیستی تثبیت قیمت ها و بحث شبه کاپیتالیستی تفسیر تازه از اصل 44 قانون اساسی ، به صورت توامان دفاع می کنند.
2- عموم چپگرایان جمهوری اسلامی در همه سال های دهه 60 و نیمه اول دهه 70 با قوت تمام از اقتصاد دولتی حمایت می کردند. حتی فروپاشی اتحاد شوروی و توفان خصوصی سازی در جهان  تحلیل های این گروه را عوض نکرد. در سال های نخست شکل گیری دولت سید محمد خاتمی فشار چپگرایان بویژه طرح مبهم و متمایل به آرمانخواهی سوسیالیستی ساماندهی اقتصادی ،  محسن نوربخش  و محمد علی نجفی روسای بانک مرکزی و برنامه و بودجه را که  با احتیاط از اقتصاد آزاد حمایت می کردند به حاشیه راند. اولی در گذشت و پایان بازی را ندید و دومی محترمانه برکنار شد. از دهه 80 تاکنون چپگرایان از اقتصاد آزاد دفاع می کنند و حتی برخی از آنها این موضوع را به گونه ای مطرح می کنند که گویی ابداع خود آنهاست. حتی یکی از این بزرگواران این روزها با شعف تمام از کشف رابطه آزادی اقتصادی و دمکراسی سخن می گوید.
تکمله :  اندیشه آزادی دست کم 300 سال تاریخ مدون دارد.جان لاک انگلیسی و آدام اسمیت اسکاتلندی با صراحت و شفافیت کم نظیری گفته اند که بشر با سه حق طبیعی " جان ، مال ، آزادی " به دنیا می آید و هیچکس حق محروم کردن او از این حقوق را ندارد. این دو متفکر و بیشتر اسمیت گفته اند که خیر عمومی در کسب و کار آزاد انسان هاست و دولت حامل هیچ فضیلت و خیر ذاتی نیست که بتواند به شهروندان عطا کند.شماری از اقتصاددانان ایران از جمله دکتر موسی غنی نژاد ،دکتر محمد طبیبیان ،دکتر مسعود نیلی ، دکترغلامعلی فرجادی ، دکترمحمد مهدی بهکیش وبسیاری دیگر در دو دهه اخیر بارها بر ضرورت توجه به این آموزه های  سیاسی-اقتصادی پای فشرده  و گفته اند که تا اقتصاد ایران از چنبره دولت خلاص نشود برای حل آن راهی متصور نیست. اما راستگرایان و چپگرایان ایرانی در چرخش های خود هرگز این تواضع را از خود نشان ندادند که بگویند پیش از ما دیگران به حقیقت پی بردند و به اصطلاح از سابقون هستند.
پرسش ها : ریشه چرخش  اقتصادی راستگرایان و چپگرایان ایرانی چیست ؟ اگر این گروهها واقعا اقتصاد آزاد را گزینه بهتری برای اداره امور اقتصادی می دانند چرا به همه لوازم آن مانند آزاد سازی قیمت ها ، مقررات زدایی و خصوصی سازی تن نمی دهند؟ چرا برای یادگیری علم اقتصاد به اقتصاددانانی که پیش از آنها مدافع اقتصاد آزاد بوده اند مراجعه نمی کنند؟
پاسخ این پرسش ها موضوع نوشته بعدی است اما امیدوارم تا آن موقع دوستداران علم اقتصاد با کامنت های خود یاری ام کنند.
+ نوشته شده در  دوشنبه 17 تیر1387ساعت 6:54 بعد از ظهر  توسط محمود صدری  |